خدایا...

«مناجات شهید مصطفی چمران»


همیشه می خواستم که شمع باشم ،بسوزم نور بدهم و نمونه از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم.می خواستم همیشه مظهر فداکاری و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم.می خواستم در دریای فقر غوطه بخورم و دست نیاز بسوی کسی دراز نکنم . می خواستم فریاد شوق زمین و آسمان را با فداکاری و آسمان پایداری خود بلرزانم.می خواستم میزان حق و باطل باشم ودروغگویان و مصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم.می خواستم آنچنان نمونه ای دربرار مردم بوجود آورم که هیچ حجتی برای چپ و راست نماند،طریق مستقیم روشن و صریح ومعلوم باشدو هرکسی در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگیردو راه فرار برای کسی نماند...


خدایا...

تورا شکر می کنم که دریا را آفریدی،کوهها را آفریدی و من می توانم به کمک روح خود در موج دریا بنشینم وتا افق بی نهایت به پیش برانم و بدین وسیله از قید زمان و مکا ن خارج شوم  وفشار زندگی را ناچیز نمایم.


خدایا...

توراشکر می کنم که به من چشمی دادی که زیباییهای دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که زیباییهایت را و پرستش زیبایی را جزئی از از پرستش ذاتت بدانم.


خدایا...
تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم .تومرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم . تو مرا آه کردی که از سینه بینوایان و درد مندان به آسمان صعود کنم .تو مرا فریادکردی که کلمه حق را هرچه رساتر برابر جباران اعلام نمایم. تومرا دردریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و هرمان و تنهایی سوزاندی.
خدایا...
تو پوچی لذات زودگذر را عیان نمودی ،تو ناپایداری روزگار رانشان دادی. لذت مبارزه را چشاندی ،ارزش شهادت را آموختی.

 


X